عرش شعر
-به نام خدایی که شعر را عرش ادبیات و ادبیات را گهواره ی ابیات قرار داد-
3رباعي : ایمان به خدا كم است كم...برگرديد جان ها به لب آمد از ستم...برگرديد تا جمعه ي وصلتان هزاران دفعه ميميرم و زنده ميشوم...برگرديد در بين سياه كاري طراحان ـ چون عشق شماست در ميان آقاجان ـ بوم دلمان هميشه رنگارنگ است مانند نگارخانه ي فرشچيان! دنيا به شما نياز دارد آقا در سينه هزار راز دارد آقا غم هاي زمانه كه يكي ـ دوِِتّا نيست... اين رشته سر دراز دارد آقا! (از نسيم)
افتاد به خواب سلطنت کابوسی رستم ِِ کُشی از طریق نامحسوسی! در جرعه ی نیشداروی سهراب است: کینه شتری...نه! کینه کیکاووسی!
(از نسیم)
منتظر نقدهای ارزشمندتان هستم بی عشق شما کم شده بودیم آقا بازیچه ی عالم شده بودیم آقا دنیا که بهشت ما نبود! از اول... سرگرم جهنم شده بودیم آقا!!! (از نسیم) برای نخستین بار ۳مناجات بعد از رباعی: ۱-خدایا... این روزهای داغ ... همه چیز سردم میکند ـ راست میگفتند: حفظ ایمان همچون نگه داشتن آتش در کف دست خواهد شد!!! ـ پس خوش به حال دستان سوخته! ۲-خدایا... این روزها... همه چیزمان کنترل دارد: پنکه چراغ تلویزیون... همه چیز به جز زبانمان!!! ـ کمک کن افسارش را بدست بگیریم.ـ ۳-خدایا... کمک کن که دختران کشورمان بفهمند که ارزششان به بنفش و سبز و زرد شدن نیست! به عرضه شدن نیست! به زیر دست و پا بودن نیست!!! هرچند خودشان را به خواب زده اند... بیدارشان کن. از دکتر علی شریعتی خدایا استوار ماندن و به هر بادی به باد نرفتن دین من است دینی که پیروانش بسیار کم اند!







حرف آخر:
| Design By : Night Skin |


