قطار،منتظر اما...
آهوی حرم
نمای گنبدی افتاده است در نظرم
چگونه جا شده خورشید در دو چشم ترم؟
منم برابرِ تو یا که خواب میبینم؟!
تویی برابرِ من یا خیال در نظرم؟!" "
اگر که راه نمیدادی اَم ، بعید نبود
که در غمِ تو بریزد تمامِ بال و پرم
چه خوب میشود اینجا بمانم و نروم!
شبیهِ اینهمه آهو که هست دور و برم
نگاهِ بدرقه ی گنبدت،مقابلِ من...
دعای آبیِ گلدسته هاست پشتِ سَرم
بهانه ای بده همچون شکنجِ زلفِ خودت
که لا اقل عقب اُفتد شکنجه ی سفرم!
قطار،منتظر است ...آه! من کجا ماندم؟!
به بخش گمشدگانِ حَرَم بیا بِبَرَم!
*پانوشت:۲هفته ای نیست که از شما و حرمتان جدا مشوم.جدایی سخت است به خدا...
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۹۱ ساعت 12:30 توسط عـارفه دهــقانی(نسیـــم)
|
عارفه دهقانی