آهوی حرم

 

نمای گنبدی افتاده است در نظرم

چگونه جا شده خورشید در دو چشم ترم؟

 

منم برابرِ تو یا که خواب میبینم؟!

تویی برابرِ من یا خیال در نظرم؟!" "

 

اگر که راه نمیدادی اَم ، بعید نبود

که در غمِ تو بریزد تمامِ بال و پرم

 

چه خوب میشود اینجا بمانم و نروم!

شبیهِ اینهمه آهو که هست دور و برم

 

نگاهِ بدرقه ی گنبدت،مقابلِ من...

دعای آبیِ گلدسته هاست پشتِ سَرم

 

 

بهانه ای بده همچون شکنجِ زلفِ خودت

که لا اقل  عقب اُفتد شکنجه ی  سفرم! 

 

قطار،منتظر است ...آه! من کجا ماندم؟!

به بخش گمشدگانِ حَرَم بیا بِبَرَم!

*پانوشت:۲هفته ای نیست که از شما و حرمتان جدا مشوم.جدایی سخت است به خدا...